Thursday, Apr 21st, 2011 ↓

یادداشت84

همه گفتن : ” یه چیزی بگو , یه حرفی بزن. چرا ساکتــــــی “
همه نگاه به دهانش کردند تا حرف بزنه
کسی شونه هاش رو ندید که میلرزید …