
خیلی خستهام رییس. خسته از تنها سفر کردن، تنها مثل یه چلچله زیر بارون. خسته از اینکه هیچ وقت رفیقی نداشتم پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم، به کجا میرم یا چرا؟! انقدر خستهام از اینکه آدما همدیگه رو اذیت میکنن، خسته از تمام دردهایی که تو دنیا حس میکنم و میشنوم. هر روز دردهام بیشتر میشه. درد تو سرم مثل خردههای شیشه ست، تمام مدت. می تونین بفهمین؟